شرححالنويس ناشناس وي گزارش بينهايت خوبي از خط سير او به دست داده است، او خود بايد از يك دستور كشتيراني كه قبلاً اشاره كردم استفاده كرده باشد. بالاخره روايتهاي زايري قرار دارد كه با نام فتلوس همراه است، يعني نوعي از كتابهاي راهنماي معمولي، مبتذل، و ملالآور، ولي نه كاملاً بيفايده.
6. زبانهاي محلي. دو نوشته به زبان محلي هم كه ميخواهم ذكر كنم روايتهاي مربوط به زايران است، ولي در مجموع بسيار جالبتر از روايتهاي لاتيني است. آثار نوشته شدهٴ به زبانهاي محلي ناگزير بايد اصيلتر ميبود، و اين آثار ما را قادر ميسازد تا اطلاعاتي كاملاً تازه به دست آوريم. از سوي ديگر، نوشتههاي لاتيني با هم رابطهٴ نزديكي دارند، و هنگامي كه آنها را يكي پس از ديگري ميخوانيم، گاه فكر ميكنيم كه هنوز با يك نوشته سروكار داريم.
نيكولاس سيموندارسُن از راهبان بنديكتي ايسلند بود كه راهنامهٴ ايسلند تا روم و بيتالمقدس را، همراه با فهرست اماكن متبرك موجود در آن شهرهاي مقدس به زبان ايسلندي نوشت. نيكولاس قبول نداشت كه كشورهاي شمالي از قارهٴ اروپا جداست. او در اينباره اشتباه ميكرد، ولي اين خطاي احمقانهاي نبود، چون يكي از دلايلش وجود جانوران قارهٴ اروپا در گرينلند بود.
آنتون نووگرادي در 1200، قسطنطنيه را ديدار كرد و توصيف آن را به زبان روسي نوشت، كه اين توصيف داراي ارزش ويژهاي است، چون اندكي بعد، اين پايتخت بزرگ مسيحي بهدست وحشيان مسيحي، كه تحت لواي آزاد كردن بيتالمقدس از غرب ميآمدند، با ننگ و رسوايي بهتاراج رفت!
7. چيني. جغرافيدانان چيني در اين عصر فقط تالي مسلمانان بودند. فان چئنگ ـ تا مرد بسيار ممتازي بود كه، در ميان مشغلهٴ زياد دولتي و خصوصي، فرصت يافت تا تعدادي آثار جغرافيايي بنويسد: جغرافياي منطقهٴ سوـ چو در چيانگ ـ تان، رسالهاي دربارهٴ جغرافياي جنوب چين؛ و شرح سفرهايش. شاهد ديگر فعاليتهاي جغرافيايي در اين عصر، تهيهٴ نقشهاي در حدود 1193، براي آموزش جغرافياست به شاهزادهاي كه بعدها امپراتور نينگ تسونگ خوانده شد. وانگ هسيانگ ـ چيه توصيف چين جنوبي را ــ در دويست كتاب ــ نوشت، كه چينيان آن را بهترين تأليف جغرافيايي عصر سونگ ميدانند. اين تأليف حاوي اطلاعات باستانشناسي فراواني است. وانگ را پوزانياس عصر سونگ، يا بيدكر عصر سونگ خواندهاند!
8. خلاصه. بهترين اثر جغرافيايي عصر، كتاب الروجاري بود كه يك مسلمان، يعني ادريسي، آن را تأليف كرد.
افراد برجسته هفت نفر بودند: چهار اسپانيايي، يك ويلزي، دو چيني. چهار اسپانيايي عبارت بودند از ادريسي، كه در سيسيل برآمد؛ مازني و ابن جبير، كه هر دو در شرق درگذشتند؛ و